|
نام شعر : -------
نام و نام خانوادگی شاعر :
کیادخت مهرگانی
شهر محل سکونت :
تهران
این سکوت
ناتمام و پر کنایه را چه کنم
جمعه های سرد و چشم
بی گلایه را چه کنم
سالهاست شیشه های چشم من گرفته و باز
آسمان خیس و ابر لایه لایه را چه کنم
پشت یک خیال ناشناس و لابه لای خدا
لحظه های سایه وار و بی نمایه را چه کنم
وهم لکه های خواب و قصه های دیو و پری
پیر و پوده اند ، اضطراب سایه را چه کنم
روی شانه های خستگی نگو نشسته هما
لرزه های پای شوم وست پایه را چه کنم
آه ، مادران دل شکسته را شنید کسی
سینه های خشک و اشک مهر دایه را چه کنم
روز های کودکی چه زور خسته گشت و خمید
سالهای دیر پای پیر مایه را چه کنم
باز شنبه های بی نشان انتظار رسید
این خزان و آسمان پر گلایه را چه کنم
|